تو چت روم اسم کاربریمو گذاشتم عششششقم
.
.
.
.
موقع ورود مینویسه «سلام عششششقم خوش آمدی»
لامصب تمام کمبود محبت هامو پر کرده! فک کنم عاشقش شدم!
فقط تو ایرانه که بیسکوییت رنگارنگ و آدامس موزی
خودش به عنوان یه واحد پول مستقل به حساب میان
داداش کوچیکم داشت تو خونه فوتبال بازی می کرد،
بهش گفتم خونه جای فوتبال بازی کردن نیست.
گفت برزیل داره تو خونه خودش جام جهانی برگزار می کنه،
تو چه می فهمی آخه؟
مشکل ما به هیچ عنوان پول نیست،
بلکه بی پولیه
نصیحت كردن در خانواده ها باید ساماندهی بشه.
یعنی مثل معاینه فنی یه برچسب بزنن روت كه
قبلا نصیحت شدی!!!!!!! نه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
بعضیا علاوه بر اینکه آدم نیستن
ترجمه : هنوز داری حرف می زنی؟ بس کن دیگه.
ترجمه: این بار چطوری مچم رو گرفتی؟
صدای برخورد ماشین با سپر گلگیر روبرویی....
ماشین کاملا نو بود و چند روز بیشتر نبود که اونو تحویل گرفته بودند.
چطوری باید جریان تصادف و به شوهرش توضیح میداد.... خدایا!!!
باید مدارکش رو حاضر میکرد.
در حالی که از یه پاکت قهوه ای رنگ بزرگ مدارکش رو بیرون میکشید
تکه کاغذی از توی اون زمین افتاد که روی اون با خطی کلفت و شتاب زده نوشته شده بود:
.
.
عزیزم در صورت تصادف یادت باشه، که من تو رو دوست دارم نه ماشین رو!
زن اروم گرفت و با لبخندی از ماشین پیاده شد.
وقتی پیرهنمون با اتو میسوزه ، قشنگترین ظرف کریستالمون میشکنه، دیوارهای خونه خط خطی میشه
یادتون باشه هیچکدوم ارزش شکستن دلی رو نداره
زنها مثل اطو هستند هم مصرفشان بالا است هم زود داغ مي كنند البته بدون بخارش هم بدرد نمي خورد.
زن ها مثل پياز هستند ظاهر سفيد و ظريفي دارند اما باطنشان اشك آدم رو در مي آورد.
زنها مثل سكوت هستند با كوچكترين حرفي ميشكنند.
زنها مثل چراغ راهنمايي هستند هر چقدر هم با آنها حرف بزني باز هم مرتب رنگ عوض مي كنند.
زنها مثل تخت خوابگاه هستند نوها و تازه هايشان كميابند و كهنه هايش هم سرو صدا زياد مي كنند.
زن ها مثل الكل هستند دير بجنبي همهشان مي پرند.
زنها مثل عينك دودي هستند با هردودنيا را تيره و تار مي بيني.
زنها مثل ظرف سفالي هستند بدون رنگ و لعاب جلوه اي ندارند.
زنها مثل كامپيوتر هستند يك بار خودش را ميگيري و يك عمر لوازم جانبي آنرا.
زنها مثل كيك خامه اي هستند با نگاه اول آب از لب و لوچه آدم آويزان مي شود اما كمي بعد دل آدم را ميزند.
زنها مثل زير شلواري هستند مردا با هيچكدامشان جرأت نمي كنند به بازار بروند.
زنها مثل لاستيك سواري هستند كمتر از چهارتا بيفايده است.
زنها مثل بچه ها هستند تا وقتي كه ساكتند خوبند
دختر:یواشتر من میترسم!
پسر:نه خوش میگذره!
دختر:نه نمیگذره،خواهش میکنم،خیلی وحشتناکه!
پسر:پس بگو دوسم داری!
دختر:باشه،باشه،دوست دارم حالا خواهش میکنم آرومتر!
... پسر:حالا محکم بغلم کن.
دختر بغلش کرد.
... پسر:میتونی کلاه ایمنی منو برداری بذاری سر خودت؟اذیتم میکنه.
.
.
.
روزنامه های روز بعد:
موتور سیکلتی با سرعت 120کیلومتر بر ساعت به ساختمانی اصابت کرد.
موتور 2 نفر سرنشین داشت اما 1 نفر نجات یافت.
حقیقت این بود که اول سرپایینی پسری که سوار موتور بود متوجه شد ترمز بریده،اما نخواست دختر بفهمد،در عوض خواست که یکبار دیگر بشنود که دختر دوسش دارد..
ﺑﻬﺶ ﻣﯿﮕﻢ :
.
.
.
.
ﻣﻦ : ﮔﻮﺷﯿﻢ ﺗﻮﻣﺎﺷﯿﻨﺖ ﺟﺎ ﻣﻮﻧﺪﻩ
ﺑﺎﺑﺎﻡ : ﻣﯿﺪﻭﻧﻢ
ﻣﻦ : ﺯﻧﮓ ﺧﻮﺭﺩﺟﻮﺍﺏ ﻧﺪﯾﺎﺍﺍﺍ
ﺑﺎﺑﺎﻡ : ﺁﺧﻪ ﻣﮕﻪ ﻣﻦ ﺑﯿﮑﺎﺭﻡ ﺟﻮﺍﺏ ﺯﻧﮓ ﮔﻮﺷﯽ ﺗﻮﺭﻭﺑﺪﻡ
ﻣﻦ : ﺧﺐ ﺣﺎﻻ ﭼﺮﺍﻋﺼﺒﺎﻧﯽ ﻣﯿﺸﯽ ،ﮐﺴﯽ ﺯﻧﮓ ﻧﺰﺩ ؟؟
ﺑﺎﺑﺎﻡ : ﻧﻪ ﻓﻘﻂ ﻧﺎﺯﯼ ﺍﺱ ﺩﺍﺩ ﮔﻔﺖ ﻏﺮﻭﺏ ﻣﯿﺎﺩ ﺩﻧﺒﺎﻟﺖ
ﺑﺮﯾﻦ
ﺑﯿﺮﻭﻥ ﮔﻔﺘﻢ ﻭﻗﺖ ﻧﺪﺍﺭﯼ ﺳﺮﺕ ﺷﻠﻮﻏﻪ
...
ﻣﻦ
ﻭﺍﺳﻪ ﭼﯽ ﺍﯾﻨﻮﮔﻔﺘﯽ ؟
ﺑﺎﺑﺎﻡ : ﭼﻮﻥ ﻗﺒﻠﺶ ﺑﻪ ﻧﺴﺘﺮﻥ ﻗﻮﻝ ﺩﺍﺩﻡ ﺑﺮﯾﻦ ﺧﺮﯾﺪ
1.لعنت به عطسه اي که نمياد
2.لعنت به انگشت کوچيکه پا که تو اوج خوشالي حالمونو ميگيره
3.لعنت به کسي که سير و پياز ميخوره و دندوناشو نميشوره و مياد تو مترو و BRT
4.لعنت به بوي غذا علي الخصوص قرمه سبزي که وقتي ما بيرونيم مياد
5.لعنت به علامتاي جا به جاي شير توالت
6.لعنت به کسي که وقتي از حموم مياد اون شير آبو تو حالت دوش ميزاره
7.خواستين اضافه کنين!!!!!!!
دانشجويي پس از اينكه در درس منطق نمره نياورد به استادش گفت: قربان، شما واقعا چيزي در مورد موضوع اين درس مي دانيد؟
استاد جواب داد: بله حتما. در غير اينصورت نمي توانستم يك استاد باشم. دانشجو ادامه داد: بسيار خوب، من مايلم از شما يك سوال بپرسم ،اگر جواب صحيحداديد من نمره ام را قبول مي كنم در غير اينصورت از شما مي خواهم به من نمرهكامل اين درس را بدهيد
استاد قبول كرد و دانشجو پرسيد: آن چيست كه قانوني است ولي منطقي نيست، منطقي است ولي قانوني نيست و نه قانوني است و نه منطقي؟
استاد پس از تاملي طولاني نتوانست جواب بدهد و مجبور شد نمره كامل درس را به آن دانشجو بدهد.
بعد از مدتي استاد با بهترين شاگردش تماس گرفت و همان سوال را پرسيد و شاگردش بلافاصله جواب داد: قربان شما 63 سال داريد و با يك خانم 35 ساله ازدواج كرديد كه البته قانوني است ولي منطقي نيست. همسر شما يك معشوقه 22 ساله دارد كه منطقي است ولي قانوني نيست و اين حقيقت كه شما به معشوقه همسرتان نمره كامل داديد در صورتيكه بايد آن درس را رد مي شد نه قانوني است و نه منطقي !!!
تو تاکسی نشسته بودیم یدفه دختره گفت چی؟
من:هیچی
.
.
.
.
دختره:چی؟
من:بخدا هیچی
دختره:چی؟
من:خدا شاهده هیچی
دختره:چی؟
من:آقای راننده جان مادرت وایسا من میخوام پیاده بشم
راننده:خفه شو بشین سر جات خانم داره عطسه میکنه
آیا همسر شما دیگه خستتون کرده؟
آیا همسرشما گیر بیخود دمیده؟
دزیده شده از دنج پاتوق
آیا تحمل اخلاقِ گندشو ندارید؟
ما مشکل را حل میکنیم کاملاًریشه ای و همیشگی و بدون بازگشت و عوارض
حتی بهتر از تن تاک !!
همسر خود را به ما بسپارید
هواپیمایی ایران
یــــــــــــه مخاطـــــــبــــــــــــه خـــــــاصــــــــم
نــــداریـــــــــم کـــــــه:
اوووووووووووه حــــــــواســـــــم نبـــــــود الان مـیا د میبـــــیـنه... p:
اشــــتباه شـــــــد اقآآآآآآآآآ داریـــــــــــــــــــــــــــم
داریـــــــــــــــــــــــــــم
شترق خوابوند در گوشم گفت : این دروغا چیه که میگی ؟ من کِی دستم روتون بلند
شده
اسمتوروش نوشتم..بروبیارپاکش کنم ریدی توسرنوشتم
ﭘﺴﺮﻩ ﺩﺳﺘﺸﻮ ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﺭﻭ ﺩﺳﺖ ﺩﺧﺘﺮﻩ
ﻭ ﺁﺭﻭﻡ ﻟﺒﺨﻨﺪ ﻣﯿﺰﺩﻧﺪ...
ﻣﻨﻢ ﺍﯾﻦ ﯾﮑﻰ ﺩﺳﺘﻤﻮ ﮔﺬﺍﺷﺘﻢ ﺭﻭ ﺍﻭﻥ ﯾﮑﻰ ﺩﺳﺘﻢ
ﺍﻣﺎ ﺍﺻلا ﺧﻨﺪﻩ نداشت
ﻣﻠﺖ ﺑﻪ ﭼﻪ ﭼﯿﺰﺍﯾﻰ ﻣﯿﺨﻨﺪﻧﺎ...
خدا جون سلام به روی ماهت .....
سلام به شمایی که داری این پست رو می خونی ....درود برتو
یه تیکه از شعر زیبا تیتراژ ماه عسل رو می نویسم ...با تمام احساس بخونید
تو بجای منم داری زجر می کشی
یکی عاشقته که تو عاشقشی
تو بجای منم پرغصه شدی
نزار خسته بشم نگو خسته شدی
نگران منی که نگیره دلم
واسه دیدن تو داره میره دلم
نگران منی مثل بچگیام
تو خودت می دونی که من ازت چی می خوام
مگه میشه باشی و تنها بمونم.....
خب این شعر تقدیم به همه دوستداران وهواداران ماه عسل و مجری خوبش ....
دلم دیگه دلتنگیاش بیشماره
هنوزم به جز تو کسی رو نداره
عوض می کنی زندگیم رو تو به من یاد دادی عاشققی رو
تو رو تا ته خاطراتم کشیدم
به زیبایی تو کسی رو ندیدم..
داشتم با ماشین رفیقم لایی میکشیدم
یهو یه زانتیاییه اومد کنارمون گفتش:
داری لایی میکشی؟
منم گفتم نه دارم عربی میرقصم برات!
اونم گفت پس بزن کنار تا شاباشتو بدم
هیچی دیگه تازه فهمیدم پلیس بود!
۷۰ تومنم جریمه شدیم ۵۰تومن بخاطر لایی کشی
۲۰ تومنم بخاطر شوخی با برادر پلیس حین انجام وظیفه..
هنــــــــــــرمند مـــــــــــردمی
بعـــــد از این عکس بـــــود که فهمیـــدم از من بیــــــکارتر هم تـــــو دنیــــــــا وجــود داره ...
من
کلآ زیاد سوتی کلامی نمی دم ولی اعتراف می کنم از بچگی با کلمه "پست
پیشتاز" مشکل داشتم.(کلماتی که میبینید اشتباه املایی نیست!! کل مکالمه
ابتدایی من سی ثانیه هم طول نکشید!!)
امروز رفتم اداره پست خیلی هم عجله داشتم به اولین باجه که رسیدم گفتم:آقا ببخشید,"پشت پیستاژ!!!" کجاست؟
بنده خدا خیلی عادی گفت:کجا بهت آدرس دادن؟
_:نمیدونم,اداره شماست از من میپرسی؟
_:آخه من باید بدونم "پیست...اژ" کجاست که بگم "پشتش"کجاست!!(بیچاره فکر کرد دارم آدرس می پرسم و "پیستاژ" هم اسم جاییه)
_:شما نمیدونی قسمت "پیشتاز"کجاست؟
_:تو میخوای بری "پشت" "پیشتاز" چکار کنی؟اونجا کسی رو راه نمیدن!
_:آقای محترم من "پشت" جایی نمیخوام برم,میخوام برم"پشت پیستاژ"...
یارو که دیگه کلافه شده بود بلند شد گفت:چی میگی بابا تو؟!!"پشت" کجا میخوای بری؟!!
منم شاکی گفتم:میخوام این لامصب رو با پست اکسپرس بفرستم
یارو
یه سه ثانیه ای تو چشای من نگاه کرد......دیگه نتونست جلو خودش رو
بگیره,افتاده بود کف زمین عین سوسک برعکس شده از خنده دست و پا میزد!!!
منم هم خندم گرفته بود هم مثه این بچه ها که تازه زبون باز میکنن و نمیتونن منظورشون رو برسونن عصبی شده بودم
رفتم
پیدا کردم این خراب شده کذایی رو کارم رو انجام دادم دارم میرم بیرون,یارو
منو دید دوباره زد زیر خنده,صدام کرد گفت بیا جلو,رفتم جلو آروم میگه:جون
مادرت یه بار دیگه بگو "پست پیشتاز"!!!!
منم یه نفس عمیق کشیدم,تمرکز کردم,با یه مکث طولانی گفتم.............: "پشت پیستاژ"!!!!!
از زور ناتوانی میخواستم گریه کنم!!!
بماند که اون بنده خدا چخ حالی داشت دیگه!
